الملا فتح الله الكاشاني

135

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن باشد و جواب از هر دو داده كه كثير در تحت حكم فعل مذكور نيست بلكه مرفوع است بفعل مضمر كه يسجد دالست بر آن و تقدير اينكه و يسجد له كثير من الناس سجود طاعة و عبادة يعنى سجده ميكنند بسيارى از مردمان سجود طاعت و عبادت كه عبارتست از وضع جبهه بر زمين براى امتثال امر حضرت رب العالمين و جايز نيست كه كثير مسند به يسجد اول باشد و مراد بمسند اليه اول مطاوعت باشد در تسخير و تدبير و بثانى كه كثير است وضع جبهه بر زمين زيرا كه صحيح نيست استعمال لفظ واحد در حالت واحده بر معنيين مختلفين و يا آنكه مرفوعست بر ابتدائيه و خبر آن محذوف و تقدير اين كه و كثير من الناس مثاب بقرينه خبر مقابل آن اعنى * ( حَقَّ عَلَيْه الْعَذابُ ) * و ميتواند بود كه من الناس خبر آن باشد اى كثير من الناس الذين هم الناس على الحقيقة و هم الصالحون و المتقون و محتملست كه كثير ثانى از براى تكرير كثير اول باشد و مبالغه در تكثير جماعتى كه مستحق عذاباند كانه قيل و كثير من الناس حق عليهم العذاب و بدانكه اين سجدهء ششم است از سجدات قرآنى باتفاق علما و در فتوحات اين را سجدهء مشاهده و اعتبار گفته و فرموده كه از همهء اشيا غير آدميان را تبعيض نكرده پس بنده بايد كه مبادرت نمايد به سجده تا از كثير اول باشد كه اهل سجده و اقترابند نه از كثير ثانى كه مستحق عذاب و عقابند * ( وَمَنْ يُهِنِ اللَّه ) * و هر كه را خوار گرداند خدا يعنى او را به جهت كفر يا عصيان بشقاوت آخرت كه عذاب دوزخ است گرفتار گرداند * ( فَما لَه ) * پس نيست مر او را * ( مِنْ مُكْرِمٍ ) * هيچ گرامى كنندهء و نوازندهء بسعادت مثوبت و ادخال او به جنت كه دار كرامتست چه مالك مثوبت و عقوبت نيست مگر او سبحانه * ( إِنَّ اللَّه يَفْعَلُ ) * بدرستى كه خدا بكند * ( ما يَشاءُ ) * آنچه خواهد از اهانة و اكرام بر وفق مقتضاى عمل عاملين و اعتقاد معتقدين هيچ كس او را از آن منع نتواند كرد چه او قادر و غالب مطلق است و ما سواى او در نهايت عجز و افتقار و مذلت و احتياج از ابن عباس مرويست كه اهل كتاب با زمرهء اصحاب در مقام مخاصمه درآمده گفتند پيغمبر ما مقدم و دين ما قديمست و ما بحقيقت از شما سزاوارتريم و دين ما محكمتر و قايمتر مؤمنان جواب دادند كه ما پيغمبر خود و پيغمبر شما را و جميع پيغمبران پيشين را تصديق ميكنيم و بكتاب خود و بكتاب شما و ساير كتب سماويه ايمان داريم و شما با آن كه پيغمبر و كتاب ما را ميشناسيد از روى حسد و حقد بوى نميگرويد پس حق به طرف ما باشد نه در جانب شما حق سبحانه اين آيه فرستاد كه * ( هذانِ خَصْمانِ ) * اين دو گروه كه دشمنان يكديگرند * ( اخْتَصَمُوا ) * جنك و جدال نمودند * ( فِي رَبِّهِمْ ) * در دين پروردگار خود خصم اسم جنس است و صفة فوج يا فريق محذوفست و تقدير اينست